<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/</link>
<description> حواشي ترانه ایران ـ دلنوشته هاي من</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 Dec 2009 04:30:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سپاسگزاری ، خبر و ترانه</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;درود بر مهربانان مخاطب و تقدیم ادب به همدلان و همراهان همیشگی حنجره بی فریاد&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ابتدا سپاسگزاری :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ـ سپاس از علی ایلیای عزیز که  با لطف همیشگی که به من دارد در شماره ۱۱۶ مجله وزین اتفاق نو ، ترانه ای از من را میهمان صفحه مهربان آلاچیق اتفاق نو کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259843891.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ـ سپاس از فرهاد قربان پور مهربان که قالب جدید وبلاگم را که ۲۰ روزی هست در زمینه وبلاگ مشاهده می فرمایید برایم طراحی نمود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259859004.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;سپس خبر :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ـ به مخاطبین مهربان این وبلاگ عرض می کنم طبق هماهنگی های صورت گرفته ، اگر به یاری ایزد پاک ، مشکلی پیش رویم نباشد ، به زودی ضبط سی دی دکلمه ای از ترانه های کتاب تورخالی ( با صدای خودم و ملودی متناسب ) برای عرضه به بازار در  بهار ۱۳۸۹ آغاز خواهد شد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259906843.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;- مهراز بیک محمدی شاعر و دوست خوبم در جشنواره ادبی قدر که در سطح کشور برگزار شد ، در بخش شعر و ترانه به مقام برگزیده نائل آمد که همینجا به او تبریک عرض می کنم و برایش آرزوی موفقیت همیشگی در عرصه قلم پرتوانش دارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259914614.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ـ این روزها هروقت هوا ابری می شود ناخودآگاه به بابای بارون فکر می کنم . سومین سالگرد سفر ابدی بابای بارون ، ناصر عبدالهی را به همه هنرمندان عزیز کشور آریایی مان تسلیت عرض می کنم ... و این پست را به ترانه ای که در روزهای پایانی زندگی ناصر عزیز ، برایش سرودم و در کتاب تورخالی هم درج کردم اختصاص می دهم ... چه دعاها کردیم ، چه اشکها ریختیم که بمانی ناصرجان... اما... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259829096.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;« خواب »   تقديم به باباي بارون ناصر عبدالهي&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; از روزگار خسته تري ، اينو نگات داد مي زنه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; از چش بسته ت مي خونم ... دلت مي خواد دل بكنه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; تو اين روزاي باروني ... تو اين هواي بي نفس...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; گلايه هات حقه ! بگو ...  بگو بريدي تو قفس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; ترانه بي زبون شده ، اوج صداشو بريدن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; زمزمه خونا تو صفن ، به آرزوشون رسيدن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; صدات ، تو اين هواي بد سكوت عاشقانه شد !!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; براي مرگ بي صدات ، همين يه جور بهانه شد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; يه خواب طولاني بد ، يه قلب پاك و بي ريا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; ترانه هاي نيمه جون ، آوازه خون بي صدا ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; به خاطر گريه من ... به خاطر گريه ما ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; چشاتو وا كن و بخون ... ناصريا  ناصريا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259878575.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روحت شاد و آروم ... عزیز دوست داشتنی ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Dec 2009 04:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادربزرگ ها نمي ميرند</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;يادش به خير بچه گي . خيابون اميريه ... خونه كوچيك مامان بزرگ . خونه ش كوچيك بود ولي صفاي يه دنيا رو داشت . آرزوم بود كه بريم خونه ش . تو اون خونه اخم معنايي نداشت ... غيبت كردن كار خيلي نكوهيده اي بود . مامان بزرگ فقط خوبي مردم رو مي گفت و كيف مي كردم از اين همه مهربوني. تو كل محله ش محترم بود . به همين خاطر مردم محل و كسبه به ما ها كه نوه هاش بوديم هم احترام مي گذاشتند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پيرتر شد . ديگه پادرد و تنهايي نمي ذاشت تنها زندگي كنه . آخه بابابزرگ سي سال پيش تنهاش گذاشته بود و حالا ديگه وقتش رسيده بود كه بياد و با بچه هاش زندگي كنه . نوبتي و 15 روز يكبار مي رفت خونه يكي از بچه هاش كه دايي و خاله م مي شدند . مي رفتيم و مي ديديمش و كلي روحيه مي گرفتيم . براي من هميشه آواز هاي قديمي مي خوند . « مي خوام برم كوه شكار آهو ... تفنگ من كو ليلي جان تفنگ من كو ... » رو وقتي 5 ساله بودم از مامان بزرگ ياد گرفتم و هميشه زير لبم مي خوندم . يادمه چون ديابت داشت و با چايي توت مي خورد ، بهش مي گفتيم مامان بزرگ توتي و خيلي معصوم مي خنديد . هميشه مي گفت نيما اگه عروسي تو رو ببينم ديگه آرزويي ندارم ( آخه من تنها نوه پسر بودم ) . اون به آرزوش رسيد و عروسي من و چند نوه ديگه شو هم ديد ولي ما همه مون ، همه بچه هاش ، نوه هاش ، عروس و دامادها... با يه خبر دلمون خيلي سوخت . مامان بزرگ مريض شد . نصف تنش فلج شد . حالا فقط مي خوابيد و بهمون لبخند مي زد . با همون يك دستي كه هنوز حس داشت بغلمون مي كرد و ديگه رها نمي كرد و مي بوسيد و ... گريه وجودمو رو مي گرفت ولي جلوش مي خنديدم . دو سال خوابيد و خنديد و بازم برام قصه گفت و بازم خاطره هاي قشنگمونو دوره كرد . از اسباب بازيهايي برام مي گفت كه برام خريده و من چقدر خوشحال شدم ... مي گفت نيما اون موقع ها 2 ساله بودي ... من يادم نبود ولي مي گفتم آره مامان بزرگ يادمه و كلي كيف مي كرد ...  خوش به حالشون ...چقدر ساده زندگي كردن اين قديمي ها . چقدر ساده خوشحال مي شدن اين قديمي ها ... آخ... دنيا ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پارسال تو غربت تنهامون گذاشت و رفت ... واسه هميشه . شنبه مي شه يكسال ... چقدر زود مي گذره اين دنيا نه ؟... مامان بزرگ مهربون . همین روزا مي خوام بيام ديدنت . كاش بودي . كاش بودي . دلم تنگه برات عزيز دل&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259261132.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پي نوشت :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;ما هميشه صداهاي بلند را مي شنويم ، پررنگ ها را مي بينيم ، سختي ها را مي خواهيم ... و غافليم از اينكه خوبان ، هميشه آسان مي آيند ، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنده باد ترانه </title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;‌سلام . پس از آن بي عدالتي آشكاري كه در فستيوال ترانه هاي سرزمين مادري رخ داد و حدود ۵۰ روزي كه اين وبلاگ را به روز نكرده بودم ، دور نشستم و فقط تفكر كردم ، بسياري از دوستانم را به خوبي شناختم ، محبت بي رياي برخي را ، كم انصافي برخي را ... كه البته خرسندم اين گروه دوم اندكي بيش نبودند ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوستان چه با معرفي خود و چه با عناوين دروغين يك برگزيده و ... چقدر سعي كردند با درج كامنتهايي در اين وبلاگ و همچنين وبلاگ فستيوال ، مرا حاشيه ساز معرفي كنند و شعله اوليه تمام اعتراض های درست و نادرست ، مودب و بی ادب و ... را به من نسبت دهند !!! اما خداي را سپاس كه با حمايت او و مخاطبين بي نظير و مهربانم نتوانستند .... خود آن بزرگواران !!! هم نيك مي دانستند كه اخبار من موثق بود و داوري ها به هيچ وجه يكسان نبود و داوران هيچكدام همه ترانه ها را نخوانده بودند و چيزي به نام ميانگين نمرات داوران و بررسي اوليه و فيلتر سلامتي ترانه ها در فاز ابتدايي و ... به هيچ وجه در اين فستيوال رخ نداده بود ... و نامه من گواه ادعایم بود که بر خلاف ادعای دوستان !!! نه به مهدی موسوی و نه به هيچ داوري توهين ننمودم و تنها پروسه قضاوت بيش از  ۲۰۰۰ ترانه را در يك هفته نقد كردم. ( نامه هنوز هم در مطلب قبل از همین متن در وبلاگ بنده موجود می باشد )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; چقدر خرسندم كه آن حق كشي دوستان !!! در داوري ها ، باعث شد دوستان جديدي پيدا كنم و نيز ، با دوستان قديمي كه مدتها از آنها بي خبر بودم ، دوباره همراه باشم. دوستان عزيزي كه صداقت را در بطن پيغامهاي صادقانه شان حس مي كردم ... ، شاعر بزرگوار و دوست دردانه ام غلامرضاسليماني ، همترانه ام عليرضا آقايي راد دوست داشتني ، مهراز بيک محمدی مهربان ، خانم منصوره متصدي ، محمدرضاي مهربانم كه بسيار از پيداكردنش در اين دنياي بي رحم مجازي خرسندم ، فرهاد قربان پور عزيز كه طرح نام من را زير عكسم برايم هديه فرستاد و من نيز با افتخار در وبلاگم قرار دادم و از او بسيار سپاسگزارم  ،  مهدی حاج منوچهری  ، مهرزاد روشن ، خانم نسترن زمانی ، ميلاد تقي پور ، وحيد آرام ، اسماعيل پناهی ، امير مهبود ، علی رستم نژاد  ، خانم گلناز گلزاری ، خانم الهام قريشی ، وبلاگ خوشه چين ، خانم هديه ، معراج آشتياني ، فريدون شرافتی ، خانم نرگس کيان ، خانم دلارا ، حميد علويان و ... خيلي ديگر از دوستان ديگر كه چون كامنت محرمانه گذاشتند ، به احترامشان ، نامي از آنها نمي برم تا حرمتشان حفظ شود و برايشان در جلسات ترانه مشكلي پيش نيايد ... عزيزانم مرا با پيامهايتان بسيار شرمنده كرديد . بار مسئوليتم را سنگين تر كرديد . دوستتان مي دارم ... صادقانه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;با ترانه اي به روز مي كنم تا شايد از شرمندگيم در قبال شما خوبان كمي كاسته شود  ... راستی به خاطر پرسش خیلی از دوستان نازنینم در مورد آدرس دقیق محل فروش کتاب تور خالی  ، ضمن تشکر از ناشر و دوست همراهم ( آقای مجید صالحی )عرض می کنم که با استعلام صورت گرفته انتشارات ، قطعا کتاب در خانه شاعران ایران موجود است . آدرس : میدان انقلاب - رو به روی دانشگاه - طبقه پایینی پاساژ فروزنده - خانه شاعران ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;« ديوونه » &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;سكوت مي كنم ولي بغض چشامو چاره كن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;واسه نمردنم بمون ... دوباره استخاره كن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;سكوت مي كنم همين ... فقط چشامو جا نذار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;منو تو اين قبيله مرده و بي صدا نذار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;شكستنت فاجعه بود ... قصه رو از سر بلدم ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;با بي محلي رد نشو... خودم مي دونم كه بدم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;هيچي نمي گم كه صدام ... گريه مردونه نشه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;صدام شبيه مردي كه خيلي پشيمونه نشه !!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;با اين ديوونه بازيا حس غرور مي كنم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;بدون تو مرگه ولي .. از تو عبور مي كنم !!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;همين غرور لعنتي كه بسته راه خواهشو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;داره تو گوشم مي خونه ... &lt;STRONG&gt;بايد ببندي راهشو&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;ديدي چه ديوونه م عزيز ؟ مي گم برو مي گم بمون !‍...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;غرور و مي شكنم واست... نموني مي ميرم ... بمون  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;شروع قصه ما شديم آخر قصه من نشو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5&gt;ديوونه مي ميره واست ... به حرمت خونه نرو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 09:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه ارسالی من به دبیر محترم فستیوال ترانه های سرزمین مادری</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مهدی موسوی عزیزم سلام &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;برای شلوغ کاری متولد نشده ام و اصلا بلد هم نیستم . اما به عنوان عضو قدیمی انجمن ترانه و کسی که می دانم مرا ، ترانه هایم را ، قلمم را و کتابم را بسیار خوب می شناسی ، از تو یک درخواست دارم . فقط اینکه معرفت کنی  و پاسخم رابدهی ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مهدی موسوی عزیز ، من هم به سان تو نیک می دانم که ترانه باید از خودش دفاع کند ، نه ترانه سرای آن اثر ، اما عزیز ، تنها به من بگو طبق کدام استاندارد ترانه های من در بین این همه اشعار برگزیده مرحله اول داوری ها نیست ؟  خیلی ازدوستان قدرتمندم را در بین اسامی دیدم و شادان شدم ، که حضور آنان عین حق است ، اما برادرم ، عزیزم ... ترانه سراهایی که هم من و هم تو به ضعف سوادشان و تالیفشان و کلامشان و ترانه های بی حرفشان واقفیم هم در این لیست به چشم می خورند . چرا ؟ کسانی که هنوز با ضعف مفرط سواد ادبی و شناخت ترانه دست و پنجه نرم می کنند و با ترانه هایشان در جلسات انجمن باعث رفع خستگی حضار بوده و هستند . تو خود نیک می دانی که قصد تخریب و توهین به آنان را ندارم و اسامی شان را تو هم می توانی به راحتی در مرور دوباره لیست برگزیدگان بیابی ... آیا کذب می گویم مهدی جان ؟ آیا باید بپذیرم که هیچ دستی در کار نبوده است که از اشعار من به راحتی بگذرید ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مهدی عزیزم ، مگر فستیوال ترانه در سطح کشور ، برای شناسایی اشعار سالم و قدرتمند برگزار نشد ؟ مگر قرار نبود سربرگ بالای اشعار که نام شاعر بر آن حک شده ، کنده شود تا فقط ترانه ها انتخاب شوند ، نه شاعران آنها ؟ ... نمی دانم ... اما حس خوبی ندارم . احساس می کنم قبل از خوانش اشعار بعضی دوستان ، تنها با رویت نامشان ، انتخاب یا عدم انتخاب صورت گرفته است ! واقعا نمی دانم ... اما در درون ، به صحت حس خویش ایمان دارم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مهدی موسوی بزرگوار ، نمی خواهم خدای ناکرده سوءتفاهم پیش بیاید که بنده ادعای مقام های برتر فستیوال را دارم که به حقیقت اینگونه نیست و من جایگاه خویش را در بین شاعران ترانه سرا می دانم و برای کسب مقام های برتر باید بیش از پیش تلاش نمایم اما عزیز دل ، عدم حضورم در بین ۷۳ شاعر برگزیده برایم هیچ معنایی به جز آن که شرح دادم ندارد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به تصمیم تو که از بهترین اعضای انجمن ترانه بودی و هستی و اساتیدم که در کسوت داور در این فستیوال حضور داشته اند احترام می گذارم چون بسیار دوست می دارمتان . اما عزیز دل ، دل شکستید ، همین ... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ادعايم نه كلام است نه برگي در باد &lt;BR&gt;همه احساس من آنست كه خود مي دانی ... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همترانه ات ... نیما ایمانی&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 06:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زبان آتش </title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;طنین صدای استاد شجریان را و مردم دوستی اش را بی حد دوست     می دارم . اشعار پراحساس فریدون مشیری نیز نیازی به بیان این حقیرترین ماهی دریای بی کران ادبیات پارسی نداشته و ندارد . اما تلفیق صدای بلندپرواز آریایی با شاعر سراینده عشق ، جان هر عاشقی را می نوازد .&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259723193.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259721127.png&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;تفنگت را زمین بگذار&lt;BR&gt;که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار&lt;BR&gt;تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن&lt;BR&gt;من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن&lt;BR&gt;ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-&lt;BR&gt;تو ای با دوستی دشمن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;زبان آتش و آهن&lt;BR&gt;زبان خشم و خونریزی ست&lt;BR&gt;زبان قهر چنگیزی ست&lt;BR&gt;بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید&lt;BR&gt;فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار&lt;BR&gt;تفنگت را زمین بگذار&lt;BR&gt;تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو&lt;BR&gt;این دیو انسان کش برون آید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;تو از آیین انسانی چه می دانی؟&lt;BR&gt;اگر جان را خدا داده ست&lt;BR&gt;چرا باید تو بستانی؟&lt;BR&gt;چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را&lt;BR&gt;به خاک و خون بغلطانی؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;گرفتم در همه احوال ، حق گویی و حق جویی !!&lt;BR&gt;و حق با توست !!&lt;BR&gt;ولی حق را -برادر جان-&lt;BR&gt;به زور این زبان نافهم آتشبار&lt;BR&gt;نباید جست…&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار&lt;BR&gt;تفنگت را زمین بگذار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;A href=&quot;http://yazd-music3.com/6663-Mohammadreza-Shajarian---Zabane-Atash&quot;&gt;برای دانلود آهنگ ، بر روی همین جمله کلیک فرمائید&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 08:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبر و ترانه</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;سلام - طبق قولی که در مطلب قبلی داده بودم و البته دستوری که در قسمت نظرات به بنده داده بودید ، به استحضار می رسانم که بنده از پنجشنبه گذشته به خانه ترانه سرایان ایران پیوستم و اگر مشکلی پیش نیاید هر ۵ شنبه در آن انجمن حاضر خواهم بود . جایی که خیلی از دوستان ۸-۹ سال پیش را می شود یافت و البته انجمنی که با ریاست مسعود امامی عزیز با صمیمیت فراوان ، اما بسیار جدی پیش می رود و به راستی که از ترانه ها و نقدها لذت بردم . محل و زمان تشکیل این جلسات ، &lt;STRONG&gt;روزهای ۵شنبه از ساعت ۱۷:۳۰ الی ۱۹:۳۰ در سالن آمفی تاتر سینما ایران می باشد&lt;/STRONG&gt; ... و یک ترانه قدیمی...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;«  كوير  »&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;يادمه اسيري مو ، توي چنگال كوير&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;من درختي بي رمق ، از زمونه سير سير&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;تن ترد و پوك من ريشه تو خاكي نداشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;لب صحرا پر شن ، حرف نمناكي نداشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;وقت شن باد عزا وقت ترسيدن من&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;مثه خاراي كوچيك ، تو هراس گم شدن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;دنيا بد بود واسه من ، آخه دنيايي نبود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;يه كوير و يه سراب ..... زير گنبد كبود ….&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;قصه داش تموم مي شد ، مثه قصه هاي بد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;كه دل ابرا گرفت …   ، غصه ها شو ناله زد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;ابرا باريد روي دشت ، رو تن خشك درخت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;جون گرفت خاك كوير ،خنده زد زمين سخت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;رگ و ريشه هاي من ، همه مديون تو شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;رگ و خون شاخه هام ، همه همخون تو شد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;من درخت قصه م و بيابون يه سرگذشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;تو صفاي قصه اي ، نميشه از تو گذشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;                                        ترانه سرا : نیما ایمانی ( برگرفته از کتاب تورخالی- انتشارات شانی )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 04:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظی با انجمن ترانه سرایان مهر</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;ترانه و ترانه سرایی و انجمن های ترانه در تهران بزرگ ما برای خود داستان های جالبی داشته و دارد . این کتاب پر است از صفحه های خوب و شیرین و پر است از صفحه های دردآور و دل شکن . از سال ۷۹ همه یکی بودیم . هر هفته پنجشنبه ها... مثل یک خانواده ... تا روزهای نازیبایی در سال های ۸۲ و ۸۳ که خانه ترانه سرایان ایران ( همان انجمن دوست داشتنی سال ۷۹ و ۸۰ که در فرهنگسرای قانون ، هر هفته ۲۰۰ ترانه سرا را پذیرا بود و پس از مدتی به فرهنگسرای شفق نقل مکان کرد و بعد ... سه تکه شد )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;می بینید ؟ درست مثل طلاق بود برای بچه های یک خانواده . هر کدام از ترانه سرایان نامی به سوی انجمنی تازه تاسیس شتافتند . انجمن های ترانه دکتر افشین یداللهی ، محمدرضا حبیبی و مسعود امامی ( آن روزها خانم لاری پور هم در آن انجمن حضور پیدا می کردند ) از دل خانه ترانه بیرون آمدند . و هرکدام از اعضاء شدند عضو یکی از سه انجمن ترانه سرایان .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پذیرش این فاصله های نامفهوم ، هنوز هم برای من دردآور است ... و هنوز هم دلتنگ تمام آن عزیزانی هستم که در انجمن های دیگری عضو هستند ( آقای دکتر یدالهی عزیز که بسیار از ایشان آموخته ام ،خانم نیلوفر لاری پور که هنوز هم روزهای ابتدایی حضورم در انجمن را با یاد نقدهای سازنده ایشان به یاد می آورم بسیاری دیگر چون یغما گلرویی مهربان که اصل قضیه حضور بنده در انجمن ترانه سرایان ایران از جلسه ای که ۸-۹ سال پیش با ایشان در دارینوش یوسف آباد تهران داشتم شکل گرفت و ... )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; چرا باید دوستان دیروزی راضی به این فاصله ها باشند ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;بگذریم ، بنده نیز چون نمی توانستم همزمان در هر سه انجمن حضور یابم با دعوت آقای محمدرضا حبیبی ( مدیر انجمن ترانه ای که آن روزها مهر نام داشت ) و به خاطر زمان آزادم در روزهای دوشنبه که فارغ از تحصیل بودم ،به انجمن ترانه مهر پیوستم ... انجمنی که با زحمت به جلساتی ۲۰ نفره می رسید . کار دشواری پیش رویمان بود . شناساندن انجمن ترانه سرایان به دوستداران ترانه ، تثبیت کمیت ، افزایش سطح ترانه های اعضای آن روز انجمن ( که چنگی به دل نمی زد ) و... چشم بر هم گذاشتم و دیدم شدم عضو هیئت مدیره و مجری انجمن مهر . برای اعضاء کارت چاپ کردم . با کمک مدیر انجمن هر چه داشتیم گذاشتیم تا ترانه مهر هم مطرح بشود ... و شد . بسیاری از اعضای خانه ترانه سرایان سابق ، به انجمن ترانه مهر پیوستند . اسامی که حضور هرکدامشان قوت قلب بود و جلسات ما را دلنشین می نمود . علیرضا راهب بزرگوار ، علیرضا بندری دوست داشتنی ، استاد کتابدار فرهیخته ، نادر بختیاری ، رسول یونان ، افشین سیاه پوش ، آرش نصیری ، علیرضا آقایی راد ( درویش مسلک و آزاده که بسیار دوست می دارمش )، نیما ایوبی ، علیرضا آذر ، استاد خلیل جوادی ، رها شایان ، نیما درخشان ، محمد وثوق ، نیما کوکلانی ، حسین متولیان عزیزم ، حسین غیاثی عزیزم ، رستاک حلاج مهربانم ، آقای بیات ، مهدی استخر خوبم ، امیر پیرنهان ساده دل ، سید مهدی موسوی ، حمید یکتا ، مجید صالحی عزیز که کتاب من بسیار مدیون او و مهربانی های اوست و خیلی از ترانه سرایان مطرح که دلیل نبردن نامشان در این مطلب ، تنها عدم یاری حافظه نگارنده می باشد و پوزشی می طلبد از طرف بنده که حتما اساتید من بنده را خواهند بخشید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259689286.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259732552.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;نمی خواهم مطلب بالا بلندی بشود ، پس خلاصه تر می گویم . آرام آرام ترانه مهر شناخته شد . این را می شد از حضور ثابت حدود ۱۰۰ نفر در هر جلسه درک کرد . اعضا انجمن مشتاقانه ترانه می گفتند و رشد می کردند ، هرچند نوپا بودیم اما در فضای مجازی اینترنت ، در روزنامه ها و خبرهای فرهنگی هنری شهرمان ، همیشه نامی از انجمن ما هم بود و با همین ها آرامش می بافتیم که زحماتمان به هدر نرفته است . هيئت مديره اي يكدست و دوست با حضور امير پيرنهان ، مهدي موسوي ، نوشين صفا ، مدير انجمن و اين حقير .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259659348.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;اما ... امان از این کلمه « اما » که هرجا به کار می رود پای دلی شکسته در میان است . سیاست های غلط و خاله زنکی تصمیم گیرنده اصلی انجمن ، حرف بردن ها و حرف آوردن های بچه گانه برای تخریب یا بدست آوردن دلی که ارزش و وجهه انجمن را روز به روز کمتر می کرد . به شهادت همه اعضای واقعی انجمن ، این حقیر تمام تلاش خود را به کار می بستم تا با اجرای خودم و جذاب نشان دادن بساط نقد و ترانه خوانی جلسات ، انجمن را از این روش منسوخ مدیریت آن رهایی بخشم ... ایزد مهربان را شاهد می گیرم که در پایان خیلی از جلسات ، اعضاء برای گله گذاری از مدیریت نزد بنده می آمدند و بسیار شاکی و نگران از فرداهای تلخ انجمن ... و اینجانب با دلداری دادن و بیان این مسئله که ایشان هم دلسوز انجمن هستند ، مدیر ما هستند و باید از ایشان حمایت کنیم تا بتوانیم به اتفاق ، انجمنی قدرتمند داشته باشیم ... خلاصه با هر ترفندی آن بندگان خدا را تا حدی راضی از وضعیت ، بدرقه می کردم ...اما دریغ که باز هم اخباری از زندگی خصوصی بسیاری از اساتید ترانه با کلامی آلوده به دشمنی در گوش من و همترانه هایم خوانده می شد ، گویی مدیر انجمن کمر به نابودی ترانه مهر بسته بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259672462.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259750261.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P%3�ی FONT &lt; . اصلی و قدیمی اعضای سایر نگارنده دل در بود حسرتی آن صمیمت ، زد نمی موج دیگر شد دچار نباید که ای بیراهه به مهر ترانه ... آرام آرام  میان جلسه چند آمدند می هم اگر نبود های از خبری کرد �دا وقت ببخشید فرمودند !!! انجمن دلسوز مدیر حبیبی رضا محمد&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;و در پاییز سال ۸۷ ، پس از ۵ سال زحمت ، به این نتیجه رسیدم که برای حضوری محکم و با ایمان در جلسات شعر ، بهتر است چند ماهی از انجمن ترانه سرایان مهر فاصله بگیرم و این کار را انجام دادم تا اوایل مرداد سال ۸۸ که پس از حدود ۷ ماه دوباره به ترانه مهر سر زدم تا ببینم آیا انجمن ما به حال قبلی خود برگشته است یا نه ؟ عمدا در اوسط جلسه به انجمن رفتم تا تعداد اصلی آن حتما آمده باشند در راه پله های فرهنگسرا دلم می تپید به شوق و ... درب را که باز کردم ، خودم و دلم پاسخمان را گرفتیم . انجمن ترانه مهر با حدود ۲۰ نفر برگزار می شد . مانند همان ۸ سال پیش . مجری مدیر انجمن بود .به شنیدن اشعار پرداختم . یک شعر سپید خوانده شد و ۲۰ دقیقه نقد شد . منتظر نفر بعد ماندم تا ترانه اش را بخواند ، اما نفر بعد غزلی خواند و حدود ۱۵ دقیقه نقد شد . شاعر بعدی هم سپید سرا بود و جمعیت حاضر که ظاهرا ۹۹٪ سپید سرا و غزل سرا بودند با علاقه به نقد پرداختند. انتظارها به سر آمد و خانم فاطمه جعفر پور ( از قدیمی های ۸ سال گذشته انجمن ) بالای سن رفت تا ترانه بخواند . ترانه اش بسیار زیبا بود اما ... ترانه ایشان اصلا نقد نشد و آقای محمد رضا حبیبی مدیر دلسوز انجمن ترانه مهر !!! فرمودند ببخشید وقت کم است و ایشان را به سمت صندلی شان رهنمون ساختند و شاعر بعدی که از سپید سرایان قهار بود را به پشت تریبون فراخواندند . اینجا بود که برنتابیدم و لب به اعتراض گشودم که آقای حبیبی چرا با ترانه در جلسه ترانه اینگونه برخورد می کنید ؟ و ایشان هیچ پاسخی جز این نداشتند که :« در مورد نحوه اجرای جلسه بیرون از جلسه صحبت خواهیم کرد » &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;مخاطبین مهربان ترانه ، دوستان بزرگوارم ، بدانید که به نظر بنده هم حضور سپید سرایان و غزل سرایان در جلسه ترانه بد نیست ، که خود ما هم همیشه میزبان این خوبان بودیم ، امثال آقای عابدی غزل سرا از مصداق های سخن بنده است . اما این که جلسه ترانه ۲ ساعته ، ۱۰ کار سپید داشته باشد و ۹ کار غزل و تنها یک ترانه ( یا با رعایت دلسوزی دو ترانه ) فاجعه است . با حالتی خاص به نحوه اجرای مجری می نگریستم ( مدیریت محترم انجمن ) که البته ایشان بنده را برای اعضای محترم غیرترانه سرا معرفی نمودند تا آن عزیزان بدانند بنده کیستم !! به هیچ وجه قصد ندارم بگویم حضور من ارزش است و دستاوردهای انجمن ترانه سرایان مهر در این ۵ ساله را به خود نسبت دهم ، اما حق بدهید از بغض بترکم  که در آن ۲۰ نفر شاعر حاضر در جلسه نیز، تنها ۳ الی ۴ نفر از اعضای قدیمی بودند . با نگاهم به حامد صوفی پور عزیز که ترانه هایش را دوست می دارم فهماندم که دردم چیست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;سرتان را درد نمی آورم عزیزان دل . آری ... انجمن ترانه سرایان مهر که پر بود از شور و اشتیاق ترانه و گاهی تا ۱۲۰ نفر در هر جلسه برای شروع آن بی تاب بودند ، با عدم مدیریت صحیح یک نفر !!! به قهقرا رفت . کجایند اساتید ترانه آقای حبیی عزیز ؟ چه کردی با انجمن مهربان مهر ؟ علیرضا آقایی راد و نیما ایوبی و علیرضا راهب و استاد کتابدار و تمام عزیزانی که نامشان را در ابتدا بردم کجایند ؟ چرا دیگر پایشان را در جلسات شما نمی گذارند ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;ایراد از همه آنها است و شما مشکلی ندارید ؟ سخت یقین دارم که برای عدم حضور همه اعضا قدیمی نقشه داشتید و متاسفانه موفق شدید . حکومت ترانه مهر از آن شما ... که این حقیر و باقی اعضای دلشکسته ترانه مهر ، به جلسات به چشم حکومت نمی نگریستیم و با دلهایمان به سوی ترانه می شتافتیم ... و چقدر ظلم که به ترانه روا داشته شد به این نیت باطل که با بریدن پای اساتید ، به تنهایی می توان بر دو پا ایستاد و فریاد انالحق زد . خیر قربان ... سخت در اشتباهید .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.iranblog.ir/4/1259754755.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;پی نوشت : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;در ۱۵ روز گذشته چندین تماس با بنده گرفته شد ( یا تلفنی یا به صورت کامنت های خصوصی در همین وبلاگ ) و بعضی از دوستان عزیزم در ترانه مهر دلیل عدم حضور بنده را جویا شدند که در بالا دلایلم را نوشتم و به یاد آن روزها چند عکس قدیمی انجمن که مربوط به سال ۸۵ است را هم مابین مطالب گذاشتم . همان روزهایی که خودم در کنار و همدوش باقی ترانه سرایان با دقت و عشق به ترانه های خوانده شده می پرداختیم .... نه با دشمنی و عناد و بدخواهی در لباس قلابی رفاقت!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; دست همه شما عزیزان را می بوسم . نیما ایمانی هنوز هم کوچک همه شما است و دلش برای مظلومیت ترانه می تپد . هیچ ادعایی هم نداشته و ندارد ... اما در شرایط فعلی به هیچ وجه نمی توانم در آن انجمن حضور یابم . در اولین فرصت که تحصیل اجازه فراقت دهد حتما در انجمن های دیگر ترانه در تهران شرکت خواهم کرد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;زنده باد هنر ایران زمین - پاینده باد ترانه مظلوم و پاک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 07:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایستگاه ترانه</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;« قطار »&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;حرفاي نگفته مو به كي بگم ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;قصه مردي كه بي صدا شكست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;گله هاشو از خودش دزديد و برد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;ديگه چشماشو رو غصه ها نبست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;تازه با بي كسي آشنا شده بود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;رَف ولي به بي خيالي نرسيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;غم تنهايي شو ارزون نفروخت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;ديگه منت خدارَم نكشيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;قصه مو به كي بگم كه ناخوشم !...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;گريه داره چشامو كور مي كنه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;اين قطاري كه مي خواس باهاش برم ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;داره چشماتو ازم دور مي كنه !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;به خودم نمي تونم دروغ بگم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;هنوز هيچي نشده تنگه دلم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;تو كه بي خيال قصه مون شدي ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt; مگه من مثل تو از سنگه دلم ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;گريه رو شونه تو عالمي داشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;ديگه قصه اي غريبونه نبود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;همه رودخونه ها دريايي مي شد ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;ديگه ديوونه اي ديوونه نبود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;حالا اون روزا گذشته ن ... مگه نه ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;ديگه تيغ نفرتت سمت منه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;باشه بانو ... ديگه تنهات مي ذارم !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;امضا... مردي كه داره جون مي كنه                    ترانه سرا :  نيما ايماني&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 10:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آدرس مصاحبه و يك تسليت</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=5&gt;آدرس مصاحبه :  آخرین مصاحبه من در مورد وضعیت ترانه در کشور با خبرگزاری ایلنا می باشد که در لينك زیر موجود است. از مخاطبين دوست داشتني حنجره بي فرياد مي خواهم كه نظرات خويش را پس از مطالعه به بنده اعلام فرمايند:&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;                                                            &lt;A href=&quot;http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=63904&quot;&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;خبرگزاري ايلنا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=5&gt;عرض تسليت : ديروز استاد شهريار فريوسفي نوازنده چيره دست سه تار و تار از كنار ما به اوج ملكوت و عرفان عروج كرد . يادش گرامي و هنرش جاودان باد و یه بیت برای مسافر شهر عشق :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=5&gt;آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست ... هرکجا هست خدایا به سلامت دارش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;                                                                                                                &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2009 02:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صدایم کجا می رود و بر نمی گردد ؟</title>
<link>http://nimaimani.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;حالم اصلا خوب نیست... به مرگ دلم نزدیکم... حتما ترانه هم حالش خوب نیست که از من روبرگردانده ... کسی نیست ببیند مرا؟ ... که تنهایم؟ ... که غمگینم ؟...صدایم به گوش خلق نمی رسد؟ ...آخر... آخر اینجا...&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://uplud.co.cc/2/1336233407.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 08:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimaimani&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>nimaimani</dc:creator>
<guid>http://nimaimani.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
