تبليغاتX
حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی



خداوندا !

در اين سالي كه در پيش است

نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي ، ليكن

در آغاز طلوع روشن سالي كه مي آيد ...

كمك كن تا رها سازم ز خود ...

من كوله بار يك هزار و سيصد و افسوس

هزار و سيصد و اندوه

*

خدايا مهربانم كن

تو چشمان مرا با نور خود بگشا

تو لبخند رضايت را عطايم كن

بفهمان زندگي زيباست

*

خداوندا !

تو راه سبز ايمان را نشانم ده

تو نيكي پيشه ام فرما ...

 كه راه حق ، صبورانه بپيمايم

و هرگز من نباشم از زيانكاران

رفيقا ! مهربانا ... عاشقم فرما

مرا در شط پر مهر گذشتت شست و شويم ده

تو پاكم كن ... قرارم ده

كريما ... دست هاي گرم و لبخندي عطايم كن

*

تو اي نزديك تر از من به من

اينك مرا درياب ...  پناهم ده

تو ذكرت را عطايم كن

كه با يادت دلم آرامشي يابد

حبيبا قدردان خوبي ام فرما

*

تو اي گرداننده دل ها و چشمانم

تو اي تدبير بر هر روز و هر شامم

تو چرخاننده احوال اين دنيا

بگردان حال من را سوي آن حالي كه مي داني

تو آرامش عطايم كن

*

خداوندا نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي اما

براي مردمان خوب اين وادي

عطا فرما

هزار اميد

هزار و سيصد آگاهي

هزار و سيصد و هشتاد بهروزي

هزار و سيصد و هشتاد و هشت لبخند زيبا را

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/12/27ساعت 9:51 AM توسط نيما ايماني |