تبليغاتX
حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی - ترانه يتيم و بي سرپرست


حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی

حواشي ترانه ایران ـ دلنوشته هاي من

با چند تن از ترانه سراهاي مطرح كشور در جمعي دوستانه گپ مي زديم . صحبت از مقايسه ترانه سراهاي بزرگ تاريخ ايران با ترانه سراي امروز كشورمان شده بود .همان مثلث معروف شهيار قنبري و اردلان سرفراز و ايرج جنتي عطايي . سه بزرگي كه در دوره قبل از انقلاب ، باعث اعتلاي ترانه كشور شدند و نام هاي بزرگ آواز پاپ ، مانند داريوش اقبالي ، ابراهيم حامدي و گوگوش و ... جدا از صداي زيبا و صاحب كلاس خود ، با ترانه هايي از آن دست بود كه شدند تكه اي از خاطرات آرياييان عاشق . و به خاطر خواندن آن ترانه هاي بي بديل ، نام استاد هم برازنده شاعران آن آثار گرديد .

و امروز حدود 30 سال و اندي از آن روز ها مي گذرد . ايرج و اردلان  ، هنوز هم  هر از گاهي با ترانه هايشان ، كه داريوش و ابراهيم و ... اجرايشان كرده اند ، غباري از پيكر مي روبند و همه گان را به تحسين وا مي دارند . اما شهيار ... ديگر آن شهيار قصه دوماهي ، بره و گرگ ، اولين بار و ستاره و .... نيست . شهيار ، دوست دارد 70٪ ترانه اش اسامي و عبارات لاتين باشد . كوششي كه به هر جايي ختم مي گردد جز سرايش ترانه فارسي . چند روز پيش ترانه اي با صداي مارتيك ( خواننده دوست داشتني و با سواد موسيقي ما )  از شبكه اي در ماهواره پخش گرديد كه ترانه سراي آن ، شهيار قنبري بود . مطلعي بسيار زيبا شنونده را پاي تلويزيون ميخكوب مي كرد :

« قلب من اندازه مشت منه 

مشتمو براي تو وا مي كنم

چشم من اندازه ی پنجره هاست! 

  تو رو بی پرده تماشا می کنم! »

اما در ادامه ، كار به سقوط يك ترانه شبيه مي شد تا اعتلاي كلامي عاشقانه در ذهن مخاطب ، هر چند شهيار ، اين ترانه را كاملا فارسي نوشته بود.

اما هميشه اين سئوال مطرح بوده و هست كه چرا بعد از تولد دوباره ترانه و موسيقي پاپ در ايران از حدود 13- 14 سال گذشته تا كنون ، ترانه هاي شعراي ما در آلبوم هاي موسيقي به قدرت پيشنيان معاصر خود نبوده است . پاسخ اين سئوال را فقط اهل هنر و با فيلتر بيشتر ، فقط ترانه سرايان مي دانند . ما در جلسات ترانه خواني كه حدود 8 – 9 سال است كه به صورت هفتگي برگزار مي شوند ، ترانه هاي بسيار خوب هم مي شنويم كه يا فقط در دفتر شعر شاعر بايگاني مي شوند و يا اگر هم راه به وزارت محترم ارشاد پيدا كنند ، در دوندگي هاي بي دليل و تغييرات اجباري كه در ساختار ترانه شكل مي گيرد ، ترانه شاعر را كاملا عوض شده مي بينيم .

آخر چرا اينگونه است ؟ چرا ترانه ، كه عضوي از پيكره استوار ادبيات ايران است و قدمتي چندين قرني دارد ( به گواهي تاريخ ادبيات ايران ، اولين شعر پارسي ثبت شده ، ترانه بوده ) و رسالتش عاشقانگي است ، رك گويي است ، مهربان بودن است ، بايد عاري از هرگونه كلمات عاشقانه باشد . ترانه اي كه از جنگل و آسمان و رود و شعار هاي بيا خوب باشيم و پدربزرگ دستت را به من بده و مادر بزرگ ، جاي تو خانه سالمندان نيست روايت كند ، در اولين فرصت مجوز مي گيرد و از تلويزيون پخش مي شود و راديوهاي مختلف هم روزي 3 – 4 بار آن را پخش مي كنند . اما اگر شما عاشقانه بنويسي كه كمي صميمي به نظر برسد ، يا بايد 90٪ ترانه را حذف كنيد و از همان واژه هاي رود و دريا و ستاره استفاده كنيد و اگر فكر مي كنيد كه به احترام شعرتان ، نمي توانيد ترانه را به كشتن بدهيد ، بايد تا عمر داريد در حسرت اجراي ترانه تان بسوزيد و حسرت بخوريد .

راه ديگري هم كه امروزه متاسفانه بسيار زيادتر از كارهاي با مجوز و رسمي است ، ضبط كار ها در استوديو هاي زيرزميني است و آنقدر ترانه سراهاي ما دور از گود افتاده اند كه تقريبا تمام كارهاي جديدي كه مي شنويم ، شده موسيقي هاي مثلا رپ كه هيچگاه رسالت اين ژانر را ادا نمي كنند و كلماتي بعضا مستهجن و بي ربط و كليپي كه در پشت بام خانه خواننده ضبط مي شود و در تمام كانال هاي ماهواره هم پخش مي شود و ... حالا شما برو در راهروهاي ارشاد ثابت كن كه ترانه كاملا سالم و ادبي شما ، ترانه اي عاشقانه است كه هيچ ايراد مضموني و دستور زباني هم ندارد .

درد اينجاست كه ترانه داخل ايران ، محدود و منزوي قدم بر مي دارد و مخاطبين كه به حق ،  توقع شنيدن ترانه هاي قوي در آلبوم هاي موسيقي را دارند ، به دليل مشاهده كارهاي در حد فاجعه ، ترانه هاي امروزي و ترانه سرايان آنها را ضعيف و بسيار عقب تر از ترانه هاي 40 سال پيش مي دانند .

نقدي بر ترانه هاي شهيار قنبري در وبلاگ « زير چتر روشنايي » دوست خوبم عرشيا عشقي ، خواندم كه حرف هاي قديمي دلم را دوباره زنده كرد . شما خوبان هنردوست را به بازديد از وبلاگ ايشان دعوت مي كنم .آدرس : www.arshia-eshghi.blogfa.com

نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/20ساعت 1:7 PM توسط نيما ايماني| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ