حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی
حواشي ترانه ایران ـ دلنوشته هاي من
توی ... هامون ، خیلی نگرانت بودم وقتی خواستی خودکشی کنی توی ....روزی روزگاری ، وقتی تو جنگ تیر خوردی ، خیلی نگرانت بودم ... و وقتی فهمیدم زنده ای ، اندازه یه دنیا شاد شدم . وقتی عاشق دختر قبیله شدی ، با شیطونی هات کیف می کردم و می گفتم عمو خسروی خودمه . توی ...خونه سبزی که برامون ساختی ، انقدر سبز و بی آلایش بودی که دوست داشتم زندگی بعد از ازدواجمو مثل تو بسازم ... عاشق همسر و فرزند و آسمون و پنجره و اشک های شبونه . به خاطر دیدن تو ، ۵ یا ۶ بار رفتم سینما و خواهران غریب رو دیدم تا برام بخونی ... شعر سهراب رو با صدای تو گوش می کردم و ادامه خواهم داد . راوی قصه های رویایی ، عاشق بی همتا ، بازیگر عشق ، صدای بی تکرار ، خسرو شکیبایی رفت . چه کسی باور می کند ؟ دیروز صبح حسین متولیان عزیزم ، قبل از اعلام رسمی تو تلویزیون ، برام اس ام اس زد : خسرو شکیبایی پرنده شد . یخ کردم . حالا چه کنیم با این کوه غم که وایساده جلومون ؟ میشه بغض نکرد ؟ میشه نترکید ؟ امسال رو با از دست دادن عزیزترین هام شروع کردم و ظاهرا نمی خواد تموم بشه ، این تراژدی بی معنی . خدایا دیگه بسه . دیگه بسه ....
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









