تبليغاتX
حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی



« ناخدا »

وقتي هيچي توي دنيا ديگه عاشقونه نيست ...

وقتي آسمون هميشه ابري و مردده

وقتي اين غصه بد هيچ جوري معنا نمي شه ...

وقتي حتي كوچه با حس عبور من بده ...

داره باورم مي شه خستگيام

اين كه هم صحبتي نيست تا روز مرگ

اين كه هيچ وقت عاشقم نبودي ... واي

گل زندگيمونو كشته تگرگ

توي ذهنم يه سئوال بي جوابه رفتنت

نمي تونم حتي بِ-ت بگم يه خورده هم بدي !

كاش بپرسم « مي دوني بي كسي حق من نبود ؟»

تو چشام زل بزني ... جواب سربالا ندي

اينا روياي يه كشتيه كه گل نشيني شو ...

از چش دريا نمي دونه ... تو ناخدا بودي !...

اون به خاطر تو موجا رو يكي يكي شكست

تو به فكرش نبودي اما واسش خدا بودي

داره باورم مي شه خستگيام

اين كه هم صحبتي نيست تا روز مرگ

اين كه هيچ وقت عاشقم نبودي ... واي

گل زندگيمونو كشته تگرگ

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/01/18ساعت 5:41 PM توسط نيما ايماني |