تبليغاتX
حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی



پروردگارا تو را سپاس می گویم

پروردگارا تو را شکر می کنم برای تمام نعمتهایی که امسال به من ارزانی داشتی

برای تمام روزهای آفتابی و برای تمام روزهای غمگین  ابری و بارانی

برای غروبهای آرام و شبهای تاریک و طولانی

تو را شکر می گویم برای سلامتی و بیماری ، برای غمها و شادی هایی که امسال به من عطا کردی

تو را شکر می گویم برای تمام چیزهایی که مدتی به من قرض دادی سپس باز پس گرفتی

خدایا شکرت برای تمام لبخند های محبت بار همسرم ، دستان یاری رسان او و برای تمام عشق شگفت انگیزی که از او دریافت کردم

شکر برای تمام گلها و ستارگانت و ... عزیزانی که دوستم دارند

خدایا تورا شکر می گویم برای تنهائیم ، برای مسائل و مشکلاتم ، برای تردیدها و اشکهایم ، چرا که همه اینها مرا به تو نزدیکتر کرد .

تو را شکر می گویم برای تداوم حیاتم ، برای اینکه سرپناهی در کنار همسر مهربانم در اختیارم گذاشتی تا بتوانیم روز و شب مدح تو را بگوئیم .

سال آینده چه چیز در انتظارم است ؟

پروردگارا همان را می خواهم که تو برایم خواسته ای ... آری تنها از تو می خواهم .

می خواهم آنقدر به من ایمان عطا کنی تا در هر آنچه بر سر راهم قرار می دهی ، تنها تو را ببینم و خواست تو را ، آنقدر امید و شجاعت تا هرگز نومید نگردم و آنقدر عشق و محبت ... هر روز بیش از روز قبل ، نسبت به خودت  و آنان که در اطرافم هستند .

خدایا در سال جدید ، بر تمام عزیزانم برکت و روزی عطا کن و صلح و دوستی ... و آرامش بر قلوب انسانها حاکم گردان .

آمین ... ای بهترین دوست من

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/22ساعت 4:37 PM توسط نيما ايماني |



وقتی که قهر می کنی با من ... ایمانم کم می شود ...  عاشق زجه می شوم و زخمه سه تار .         

و ... وقتی می بخشی مرا و بازمی گردی ... عاشق نماز شکر می شوم و ... زخمه سه تار .

تنهایم مگذار که سه تارم هم دلش بی تو میگیرد و گریه می نوازد .

و تو در کنارمی ... چه آرامشی ، چه لبخندی ، چه موسیقی دلنوازي ، می روم وضو بگیرم ، بانو

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/14ساعت 10:34 AM توسط نيما ايماني |



سلام . ديروز بعد از سه ماه وقفه و غيبت در جلسات ترانه ، موفق به حضور در انجمن شدم . طبق نظر آقاي حبيبي ، من و آقاي نادر بختياري مجريان جلسه بوديم . ساعت ۱۷:۳۰ انجمن ترانه به صورت رسمي آغاز شد . استقبال تقريبا خوبي از جلسه به بعمل آمده بود . نقطه روشن ، نقد هاي كامل و شايد گاهي طولاني بود كه از ادامه آنها جلوگيري نكرديم تا به اتفاق نظر دست پيدا كنيم و انصافا نقدهاي ديروز در اكثر مواقع صحيح و بي غرض بود ، به جز دوستي كه من براي اولين بار او را در جلسه مي ديدم و به برخي مسائل انتقادهاي غرض ورزانه اي داشت و البته در مورد ايشان همين بس كه معتقد بودند عطف به فرمايش اساتيد ايشان !!! در زمانه فعلي ، عدم رعايت قافيه و اصول ادبي در يك بيت ، به هيچ وجه اشكالي ندارد و نقطه عطف شاهكار ايشان شعري بود كه خواندند و در معرفي كار ، فرمودند جلسه ترانه است اما من قصيده اي مي خوانم ... و خواندند و ... مثنوي بود ... بگذريم .

انجمن ترانه سرايان مهر ، بارها و بارها ثابت كرده كه با رفاقت اداره مي شود و غرض ورزي هم در آن جايي ندارد . و البته حضور اساتيدي همچون دوست عزيزمان كه به نيت آشوب و فرياد و ...به جلسه پا مي گذارند ، براي تنوع و صدالبته ،اثبات همدلي اعضا ، بد هم نيست . 

اسامي عزيزاني كه ديروز به شعر خواني پرداختند را  در ذيل ، مرور مي كنيم :

آقايان : عمران ميري ،حميد محمدي ، عليرضا مرتضي قلي ، قريشي ، آرش گودرزي و محمدرضا حبيبي خانم ها :مينا سلوكي ، فاطمه جعفرپور و مريم اسدي

با توجه به كمبود زماني كه ديروز به آن برخورديم ، شرمنده اين عزيزان شديم و فرصت استفاده از اشعار خوبشان از ما گرفته شد :

امير پيرنهان ، حامد احمدي ، آقاي اسلامي ، نادر بختياري ، مهدي شيرواني ، علي سالاركيا و ستاره محبوبي .

جلسه راس ساعت ۱۹:۰۰ به پايان رسيد . منتظر هرگونه نظر شما مخاطب گرامي هستيم.  تا بعد ...

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 1:28 PM توسط نيما ايماني |