تبليغاتX
حنجره بی فریاد-وبلاگ رسمی نیماایمانی



درون انسان های بزرگ ، همیشه کودک باقی می ماند . بیا به حركت های کودکانه همدیگر نخندیم .
+ نوشته شده در شنبه 1386/07/28ساعت 8:59 AM توسط نيما ايماني |



دیروز چهارشنبه  ۲۵/۰۷/۸۶ و راس ساعت ۱۸:۰۰ جلسه ای ویژه در محل کانون اجتماعی جوانان برگزار گردید . در جلسه مذکور که با حضور برخی اعضا مرکزی انجمن ترانه مهر برگزار گردید ( محمد رضا حبیبی ، مدیریت انجمن ــ نیما ایمانی ، عضو هیئت مدیره - نیما درخشان ، مهراز بیک محمد لو و سرکار خانم مژگان ضحاکی و ... ) ابتدا  آقای حبیبی به بیان برخی مسائل و مشکلات جاری انجمن پرداختند و بروز برخی مسائل حاشیه ای را با ذکر دلیل آن ها شرح دادند . در ادامه برنامه های آینده انجمن ( چه برون سازمانی ، چه درون سازمانی ) پیش بینی شد و از مهمترین آنها ، ایجاد سایتی جدید و کاملا تخصصی جهت انجمن ، تغییر قطعی مکان جلسه ، ظرف ۲ ماه آینده به سالنی مجهز و دارای سیستم پخش موسیقی و حضورخوانندگان و آهنگسازان مطرح در جلسات بود . حاضرین نیز به نوبه خود ، به نقد درمورد نحوه اداره و اجرای انجمن در زمان حال پرداختند که بسیار مفید بود . جلسه مذکور ، پس از ۹۰ دقیقه به پایان رسید و مقرر گردید در تمام آیتمهای مطروحه ، نفری معرفی تا با مسئولیت کامل و البته فراغ بال ، به انجام آیتم محوله بپردازد . ایمان داشته و داریم که صادقانه گفتن و بی ریا قدم برداشتن ، باعث ادامه پیروزی های معنوی انجمن ترانه سرایان مهر خواهد بود . انشاءا...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/26ساعت 1:7 PM توسط نيما ايماني |



جلسه دیروز ، جلسه ای بسیار خاص بود ، چون بدون اغراق ۹۵٪ کارهایی که خوانده شد و به نقد گذاشته شد ، در حد خیلی خوب و چه بسا عالی بود . دیروز ، روز نسبتا کم استقبالی بود ، اما با ترانه های خوب و نقد های بسیط ، جلسه ای کاملا خاص شد ... و حاشیه های دیروز :

ـــ   جلسه راس ساعت ۱۷:۳۰ و با اجرای من و دوست خوبم امیر پیرنهان آغاز شد .   میهمانان ویژه ای در جلسه حضور داشتند ، از جمله علیرضا آقایی راد عزیز ، که بعد از دوسال دوری از وطن ، به انجمن آمده بود ، نیما درخشان مهربان که در انجمن ترانه سرایان ایران ( حدود سال ۸۰ ــ ۸۱ ) به انجمن می آمد و در پایان ، امیر مرزبان که پس از ماه ها غیبت ، به جلسه آمد .   ـــ نادر بختیاری ، دقیقا ۵ دقیقه مانده به پایان جلسه ، از سالن خارج شد . جالب اینکه در لیست من و امیر ، نادر ترانه سرای آخر بود . البته مطمئنیم که رفتن نادر ، بنا به ضرورت بود .                                                                                                                                    ـــ ترانه خوانان دیروز :

خانم ها : هما سعادت و پریا صوفی پور ( خواهر کوچکتر حامد صوفی پور که علیرغم سن کمش ، ترانه خوبی خواند . با حامد هم حسابی شوخی کردیم که تو بعد از این همه سال ، هنوز مثل خواهرت هم ترانه نمی گی ) و الهه سلیمی که ترانه ای قدیمی و زیبا خواند .آقایان : امیر پیر نهان ــ محمد علی رئیس میرزا ( کاری سپید و ناب خواند ) ــ توحید همتیان ــ سهیل حیدری ــ حامد ارشاد ــ شاه چراغی ــ حمیدرضا محمدی ــ یوسف فرجی ــ محمد وثوق ( او هم بعد از چند جلسه غیبت آمد و ترانه ای خوب خواند ) ــ حامد صوفی پور ــ نیما کوکلانی ــ نیما درخشان ــ امیر مرزبان ــ محمد رضا حبیبی و رفیق هم ترانه م ... علیرضا آقایی راد که مثل قدیم ، با آن صدای پر درد اما عاشق ، ترانه خواند و حسابی عشق کردیم . من هم در پایان جلسه ، ترانه جدیدم با عنوان دستفروش رو خواندم .                                                                                                                            جلسه در ساعت ۱۹:۲۰ شب به پایان رسید .                                                                            طبق دستور مدیریت انجمن ، روز چهار شنبه همین هفته ، جلسه هیئت مدیره برگزار خواهد شد . از اعضا محترم می خواهم تا در صورت داشتن هر گونه نظری جهت بهتر برگزار شدن جلسات ، در قسمت نظر همین متن ، به بنده اعلام کنند تا در جلسه فردا مطرح شود .                                                   متشکرم

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24ساعت 7:34 AM توسط نيما ايماني |



دوشنبه رفیقی از بهترین ها می خواهد به انجمن ترانه سرایان مهر بیاید . ترانه سرایی که افتخار می کنم که بگویم ، با او رفیقم. هنرمند کاملی که فقط ترانه سرا نیست و خاک صحنه های تاتر را هم بسیار خوب می شناسد . دوسال پیش ، ناغافل گذاشت و رفت از انجمن ما . برای تحصیل به دیار غربت رفت و ما را دلتنگ خودش نمود و برای من که به صدای پر دردش در هنگام ترانه خوانی خو گرفته بودم ، عذابی بود دیدن جای خالی او ....  

« علیرضا آقایی راد » را می گویم . رفیق ...  بغض نگه داشته ام را در گلو می فشارم تا با دیدنت رهایش کنم...  منتظرم .... منتظریم

+ نوشته شده در جمعه 1386/07/20ساعت 7:0 AM توسط نيما ايماني |



تن تو ظهر تابستونو به يادم مياره               رنگ چشماي تو بارونو به يادم مياره                               وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره        قهر تو تلخي زندونو به يادم مياره                                

من نيازم تو رو هر روز ديدنه            از لبت دوست دارم شنيدنه

چه ساده فراموشش كردم و تو هم يادت نبود . مگر نه ؟ چه اشك هايي كه در نوجواني با شنيدن طنين صدايش جاري شد ! و چه خاطراتي داريم با هر كدام از ترانه هايش ... اما بايد بپذيريم انسانيم ، بي وفائيم ، خاك سرد به راحتي عزيزانمان را از ما مي گيرد ، بي آنكه مقاومتي نشان دهيم ... و فراموش مي كنيم.

۱۳ مهر ماه ، روز زشت رفتن فريدون بود و من يادم رفت ، مثل تو . نمي توانم خودم را از عذاب وجدانم رهايي دهم كه من ... ادعاي عشق به فريدون را داشتم ... پاك آمد و پاك زيست و پاك رفت . خودش هم هميشه مي خواند : منم از تبار پاك آريايي . براي چندمين بار خداحافظ، مرد بي رياي دنياي جواني من... خداحافظ فريدونم

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/15ساعت 3:27 PM توسط نيما ايماني |



وقتي بزرگ شدم،

مي خواهم هر كسي باشم

به جز يك پدر بد اخلاق،

يك راننده اتوبوس بي حوصله،

يك آدم عصباني،

يك آدم نا اميد كه با همه دعوا دارد،

و يا آدم غير مهمي كه بيهوده باد توي دماغ مي اندازد

 

خب مثل اينكه ديگر آدمي نمانده ...

پس بهتر است فعلاً بزرگ نشوم،

تا ببينيم بعداً چه مي شود!

 

* فرانك جاكوبز*
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/12ساعت 7:3 AM توسط نيما ايماني |



برایم از هر منظره زیبایی که دیدی ، گلی بچین و در سبد خشک دلم بکار . کار دنیا را چه دیدی ؟!

شاید من هم روزی بتوانم منظره زیبای تو شوم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05ساعت 6:51 AM توسط نيما ايماني |



اگر دیدی روزی آسمان دلت ابری شده ، بدان ... آنقدر که باید ، نپریده ای !...      پرواز کن هم غصه ! بالای ابرها آسمان زلال است ، مانند چشمانت ، مانند قلب بزرگت ، باور کن...
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/04ساعت 11:30 AM توسط نيما ايماني |



جلسه دیروز در ساعت ۱۷:۱۰ و با اجرای محمدرضا حبیبی و نادر بختیاری آغاز شد .   

   ترانه خوانان دیروز : امیر پیرنهان ، حامد صوفی پور ومهدی استخر ترانه های خوبی اجرا کردند . آقای بهادری ( میهمان جنوبی ما که کاری سپید و فولکلور اجرا کردند و مورد توجه قرار گرفت ) . دیروز ، بعد از مدت ها ، علیرضا بندری به انجمن آمد و آرش نصیری را هم با خود به جلسه آورد . هنوز ترانه عصاکش نصیری را به خاطر می آورم که در انجمن ترانه ایران ( ۵ سال پیش ) مورد اقبال قرار گرفت . ترانه مکرم هم به همراه خواهرش بهاره مکرم ، به انجمن ترانه مهر آمدند و ترانه خواندند . رسول یونان مهربان هم آمد و ترانه خواند و   لبخند زد و رفت ، مثل همیشه .                                                                      علیرضا بندری ترانه ای زیبا خواند ، اما آرش نصیری ، ضعف حافظه را بهانه کرد و کار نخواند . من هم ترانه خواندم ( ترانه اشک ) که خوشبختانه مورد توجه همترانه ای هایم قرار گرفت . نادر بختیاری هم پشت تریبون رفت و یک ترانه عاشقانه خواند . قرار بود ترانه هفته گذشته نیما کوکلانی را نقد کنیم که به خاطر غیبت نیما ، این کار صورت نگرفت .

دیروز اکثر زمان جلسه ، به نقد ترانه پرداختیم و در مورد مبحث زیبایی شناسی ، موسیقی مستتر در ترانه و نسبیت یا قطعیت رعایت قوانین ادبی در ترانه به بحث نشستیم .

جلسه ترانه تا ۳۰ دقیقه بعد از افطار به طول انجامید ( حدود ۱۸:۴۵ ) و در این بین حوصله روزه داران جلسه ، قابل ستایش بود .

هفته گذشته در گزارش انجمن ، از شرایط بسیار نامساعد کانون اجتماعی جوانان برای پذیرایی افطار انجمن ترانه سرایان مهر ، مطلبی نوشتم . جا دارد بنا به حکم انصاف ، بنویسم که دیروز شرایط بسیار بهتری برای ما فراهم بود و از ترانه سرایان عزیز ، پذیرایی به عمل آمد .

در پایان ، از تمامی علاقه مندان ترانه دعوت می کنم در جلسات انجمن ترانه سرایان مهر شرکت فرمایند . جلسه ما روز های دوشنبه از ساعت ۱۷:۰۰ الی ۱۹:۰۰ در محل کانون اجتماعی جوانان برگزار می گردد . جلسات ترانه مهر برای عموم آزاد و رایگان می باشد .

آدرس : بالاتر از تقاطع مرزداران و اشرفی اصفهانی ، کوچه سادات ، رو به روی آموزشگاه زبان کیش ، کانون اجتماعی جوانان ، طبقه دوم

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت 9:9 AM توسط نيما ايماني |