انجمن ترانه سرایان مهر ، هر سال ماه رمضان که می آید ، در فکر سفره ای کوچک و پربرکت برای اعضاست تا هم ترانه بخوانند و هم با شنیدن نغمه اذان ، دلی سیر و لبی سیراب کنند . اما به قول محمدرضا حبیبی ظاهرا قرار شده تمام تغییرات را در دنیا ، دوشنبه ها انجام دهند . هنوز قضيه انتقال انجمن به فرهنگسراي قانون از خاطرمان نرفته كه معاونت فرهنگي- هنري شهرداري تعويض گرديد و ظاهرا نيروي تازه نفس ، خيلي خود را با ترانه دوست نمي داند ... و جالب تر اينكه همان ديروز ( دوشنبه ) مديريت كانون اجتماعي جوانان هم تغيير كرد و درب تمام اتاق ها و آبدارخانه و كتابخانه را بسته بودند و رفته بودند . باز خدا پدرشان را بيامرزد درب سالن برگزاري جلسه انجمن ترانه را باز گذاشته بودند . ( از حق نگذريم درب سرويس بهداشتي نيز باز بود ، به اين مي گويند اهميت به هنرمندان، دستشان درد نكند ، شرمنده شديم )اميدواريم مديريت جديد ، مانند مدير قبلي ، اهل شعر و ترانه و ... هنر باشد .
جلسه ديروز ، روز حضور عزيزاني بود كه بعد از ماه ها به انجمن مي آمدند ، مانند استاد خليل جوادي ، استاد رسول يونان ، پيمان نسيمي ، مهراز بيك محمدي و ... جلسه خيلي خوبي بود چون روي اكثر كارها نقد كامل صورت پذيرفت . حالا به سراغ جزئيات جلسه مي روم :
ــ به دليل تغيير مديريت كانون و عدم امكانات پذيرايي جهت افطار هنرمندان عزيز ، مقرر گرديد كه جلسه راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز و تا افطار ادامه پيدا كند ( ۱۸:۳۰ )
ــ جلسه با اجراي من ، با همراهي و كارشناسي استاد و دوست خوبم نادر بختياري در ساعت ۱۷:۰۵ آغاز گرديد .
ترانه سرايان خوبي كه ديروز برايمان ترانه خواندند : آقايان : خليل جوادي ، پيمان نسيمي ، مهراز بيك محمدي ،تورج بخشايش ( ميهمان خوبمان از شهر محلات )، حامد صوفي پور، طاهري ، كاظمي ، عرفاني ، علي ايليا ، سعيد شاهچراغي ، و نيما كوكلاني خانم ها : افشار ، سليمي و ضحاكي
ترانه نيما كوكلاني بسيار زيبا بود و قرار شد به دليل كمبود زمان و احترام به اثر ، در هفته آينده نقد گردد . جلسه با نظم خوب و حوصله بهتر حضار تا ۱۰ دقيقه بعد از زمان افطار ، به طول انجاميد
راستي ، امروز روز شعر و ادب فارسي است . اين روز عظيم و عزيز ، بر همه شعرا ، مخصوصا ترانه سراهاي دوست داشتني مبارك و ..... يا حق
پر از گناهم و پر از امید ... آخر تو را دارم ، که بر خود آفرین گفتی به خاطر آفرینش من ... و من آنی نبودم که تو می پنداشتی . فراموشت کردم ... و هرگاه امیدم از همه کس و همه چیز ناامید شد ، یادت کردم و مدد طلبيدم .
نمي دانم چرا ؟!..بر خود اطمینان دارم که اعتقادم تغییر نکرده ، عشقم به تو نیز ، و نیازم ...
شاید چون بزرگ تر شده ام ، نا خواسته به بازی زندگی بزرگتر ها کشیده شده ام . رفته ام سراغ دخل و خرج و... نه ... هرگز نیک می دانم از درون من آگاهی ، که خدائی ، که بزرگی ... و می بینی در کالبدم عشق پرورش می دهم تا تو را بهتر بشناسم . گناهانم را سهوی بدان که نادانم ... و امیدوار ، که بخشنده ترین تویی . خودت بارها و بارها گفتی که : ... رحمانم و رحیمم ... . شك به گفته تو ؟ مگر مي شود ؟! پس ببخش مرا و بگذر از شيطنت هايم ، كه بنده توام ... و معترف ... و پشيمان ...و اميدوار
طومار گناهان مرا روز جزا باز مكن
من به اميد عطاي تو گنهكار شدم
تازگیها شب که می شود ......
به آسمان که می نگرم .....
ماه بیچاره را می بینم که مانند آبرورفتگان از روی بام ما می گریزد .
به شخصه خيلي منتظر حضور عليرضا آقايي راد عزيز بودم كه بعد از مدتها به ايران بازگشته ، اما عليرضا به انجمن نيامد . واقعا جايش خالي بود . در جلسه اين هفته ترانه هاي اين عزيزان را شنيديم و نقد گرديم :
سارا محسني ، مهسا ديدار ،عليرضا مرتضي قلي ، نيما كوكلاني ، حامد صوفي پور ، سهيلا محمد خاني ، آتوسا موذن زاده ، مهدي استخر ، رستاك حلاج ، آقاي گروسي ، آقاي ميرحسيني ، آقاي پيرايش ، آقاي نادر بختياري و آقاي محمدرضاحبیبی . در انتهاي جلسه نيز محمدرضا حبيبي مديريت انجمن به سخراني پرداخت و با پذيرايي از عزيزان با شيريني ، جلسه اين هفته به پايان رسيد . نقطه عطف جلسه ، ترانه عالي رستاك حلاج بود كه من ، به شخصه خيلي لذت بردم . تا بعد ...
ديدي ؟!... چشمي به هم زديم و سه ساله شديم . قبل از تو چه سخت مي گذشت اين روزگار برايم . تكرار ، تكرار و تكرار و .... نه ..... پايان آن راه ، زيبا نبود .................. مرادآباد آرزوهايم نبود .... و خوشحالم كه آمدي ... بي تو اين كاروان سرگردان ، به مقصد نمي رسيد . بي تو خنده در من مرده بود ، ترانه مرده بود ، نواي سه تارم جان نداشت ....... از چه مي گويم با تو ؟ اعتراف به بهترين اتفاق زندگيم؟ ... و طلوع دوباره ام؟ ... و رسيدن به تو كه كالبدم را جاني تازه بخشيد ؟ ... كه توضيح ندارد .... تو خود نيك مي داني كه كيستي برايم .
هنوز هم مي گويم : خانه كوچكمان از تو نور مي گيرد ، پيامبر عشق
سومين سالگرد آغاز زندگي زيبايمان را به جشن مي نشينم و به خود مي بالم كه تو را دارم ، صبور مهربانم .
لعنت به من لعنت به درد لعنت به تظاهر لعنت به دنیای لعنتی لعنت ... لعنت
جلسه دوشنبه هفته گذشته به علت کم بودن تعداد شرکت کنندگان با تاخیر ۴۵ دقیقه ای آغاز شد . این سردرگمی ترانه سراهای عزیز ، به خاطر حضور اکثر آنها در فرهنگسرای قانون بود که منتظر آغاز انجمن ترانه مهر در آن محل بودند . به هر حال جلسه با حدود ۳۰ نفر و با اجرای بنده آغاز شد و با حدود ۷۰ نفر به پایان رسید . جلسه بسیار خوبی بود . حضور آقای مهدی عابدی شاعر خوب انجمن که با دختر کوچکش به جلسه آمده بود جو خاصی به جلسه داد و تا دقایقی نگاه ها را از آن خود کرده بود . رستاک حلاج عزیز هم به جلسه آمد تا با ترانه ای زیبا ( مانند همیشه ) انتظار ها را از خود برآورده کند . محمدرضا حبیبی ( مدیر انجمن ) طی صحبتی قضایای پیش آمده در فرهنگسرای قانون را شرح داد و مهمترین دلیل این ناهماهنگی ها را تغییر پست معاونت فرهنگی ، هنری شهرداری تهران دانست . در جلسه مذکور ، ترانه های بسیار خوبی از امیر پیر نهان ، مهدی استخر ، محمدرضا حبیبی ، حمید یکتا و علیرضا مرتضی قلی و ... شنیدیم که با نقد های مثبتی نیز روبه رو گردید .
در پایان جلسه ، با نظر هیئت مدیره و همچنین آقای حبیبی مقرر گردید به خاطر حفظ حرمت انجمن ، دیگر به آن فرهنگسرای محترم !!! نرویم تا بتوانند با فراق خاطر و آغوش باز ، پذیرای مشتریان سینمای معتبر خویش باشند .
گفتي ... عوض شده اي ، ديگر مانند قديم نيستي ، شايد ديگر دوستم نداري
ديگر نگفتم .... اما آخر بي انصاف ، حتي يكبار به چشمانم نگاه كردي ؟
و من مُردم ..... در خودم ، در نيازم و در تو ...
لعنت به احتياج ، هر گونه كه مي خواهد ، باشد


